شما در حال مشاهده نسخه موبایل وبلاگ

مثبت اندیشی

هستید، برای مشاهده نسخه اصلی [اینجا] کلیک کنید.

۵ قدم تا مثبت نگری و خوش بینی

روانشناسان معتقدند که مثبت نگری یا خوش بینی، خود نوعی سبک زندگی‌ سالم است که سبب لذت بردن هرچه بیشتر از زندگی‌ و سلامت گذراندن آن می‌شود و تعریف خوش بینی محدود به نگرش و برداشت شما از اتفاقات است.

۵ قدم تا مثبت نگری و خوش بینی

به همین دلیل از همین امروز برای خوش بینی تمرین کنید و رفتارهای افراد مثبت اندیش را یاد بگیرید. ویژگی‌‌های افراد مثبت اندیش: سلامت جسمانی‌، روابط موفق تر، خلاقیت بیشتر، اعصاب قوی تر و مدیریت استرس بهتر و …

دیدگاه اصلی‌ و پایه افراد مثبت اندیش:

۱. آنالیز رفتاری و امتیاز دهی‌ به خودتان

وقتی‌ پیشامدی مثبت و خوب رخ می‌دهد، مدت کوتاهی‌ را برای آنالیز کردن آن سپری کنید. تنها لذت بردن و شاکر بودن کافی‌ نیست. شما باید تشخیص دهید که چه ویژگی‌‌هایی‌ از شما راه ساز چنین تغییر یا اتفاقی بوده است.

به عنوان مثال وقتی‌ ارتباط خیلی‌ خوبی‌ برقرار می‌شود که در آن احساس رضایت کمال و تمام دارید، به جای ارزیابی میزان خوش شانسیتان، داشته‌ها و نقاط قوت خود را آنالیز کنید تا متوجه شوید که سهم بزرگی‌ در جذب چنین رخداد مثبت و میمونی داشته اید.

همچنین می‌توانید در آزمون‌ها و تست‌های تایید شده از طرف روانشناسان برای ارزیابی میزان مثبت نگری یا منفی‌ بافی‌ شرکت کنید و امتیاز خود را بدانید.

۲. ادراک بهتر از حال

با مقایسه تمام اعمال و رفتار خوب خود در روز و زمان حاضر، تاثیرات و پیامد‌های آنها در فردا‌ها را پیش بینی‌ کنید. ادراک درستی‌ از تاثیرات هر حرکت خود در زمان بر روی پیشامد‌ها داشته باشید.

۳. برنامه ریزی آینده

کلید موفقیت را به گردن بیاویزید و تک تک احتمالات پیش روی را بررسی کنید. مسیری که انتخاب می‌کنید را به دقت آنالیز کنید و اگر مثبت اندیشی‌ تغییری را بر شما دیکته می‌کند، حتما طرز فکر یا عمل خود را با آن تطبیق بدهید. با واقع بینی‌ هرچه تمام تر شکست‌هایتان را یادآوری کنید و ببینید که نبود مثبت اندیشی‌ در گذشته چه تاثیر مهمی در آن شکست‌ها داشته اند. آینده را با ادراکی وسیع و مثبت برنامه ریزی کنید.

۴. به چالش کشیدن

تا جایی‌ که می‌توانید با خودتان روراست باشید، عینک خوش بینی را به چشم زده نقاط ضعف و قدرتتان را جلوی رویتان بگذارید و بررسی کنید. در راه رسیدن به اهدافتان، تا گام آخر افکار و احساساتتان را به چالش بکشید و آنها را وادار کنید که بهترین را رقم بزنند.

۵. بازسازی نیت و هدف

از تمام شکست‌های خود با سنسور‌های حساس به واقع بینی‌، درس لازم را بگیرید. نیت و هدف خود را یک بار خاموش روشن کنید و از نو کار بندازید. این بار مقصد را موفقیت تعیین کنید و تمام قدم‌های مسیرتان را با خوشبینی نشانه گذاری کنید و جلو بروید.


منبع: سلامتی

مثبت اندیشی و موفقیت در زندگی روزمره

مثبت اندیشی و موفقیت رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند. در این مساله شک نکنید که هر چه به مسائل مثبت فکر کنید اتفاقات خوب برای شما رخ می دهد و هر چه منفی نگر باشید هر روزتان بدتر از دیروز می شود.

مثبت اندیشی و موفقیت
اگر مدت زمان زیادی را برای فکر کردن به موضوعی خاص صرف کنید ، این امر بر طبق واقعیت خودش بالاخره روی خواهد داد . به عنوان مثال نگرانی دائم در مورد امتحان فردا ، شما را از نظر فیزیکی تحت فشار قرار می دهد ، توانایی شما را برای تمرکز داشتن از بین می برد و در نتیجه در مقایسه با زمانی که فکر خود را بیهوده با آن مشغول نکرده بودید ، کار را بدتر انجام می دهید . فکر کردن و فکر کردن در مورد اشتباه دیروز نیز اثری مشابه دارد ، یعنی خودتان را از لحاظ روحی در وضعیت بدی قرار می دهید ، تحت فشار قرار می گیرید و احتمال تکرار اشتباه در روز بعد باز هم وجود دارد .
به طور طبیعی ما از تفکر خود در طول روز آگاه نیستیم و تمایل داریم وقتی فکر می کنیم ، به افکارمان گوش ندهیم ، اما به هر حال از چگونگی احساس و واکنش خود نسبت به افکار آگاهی داریم . این را امتحان کنید .

راه دستیابی به مثبت اندیشی و موفقیت
چگونه باید از منفی به مثبت تغییر جهت داد : ایا یک عینک خوش بینی به چشم بزنیم و در شرایطی که اوضاع آشفته و به هم ریخته است وانمود کنیم که همه چیز درست بر وفق مراد است؟ نه ، تفکر مثبت و آینده نگری امیدوارانه ربطی به راه رفتن روی ابرها ندارد ، بلکه شما باید فکری به حال این «اشفتگی تعادل» بکنید .
برخی افراد به دلیل ترسیدن از مساله ای خاص مثل کاری اضافه ، به محض اینکه کوچکترین بویی از آن به مشامشان می رسد ، دچار وحشت و استرس می شوند . در حالات شدیدتر برخی حتی در اثر تصور انجام کار اضافه دچار وحشت می شوند ، هر چند کسی واقعا از آن ها نخواسته باشد که کاری انجام دهند ، ولی فکر کردن به این مطلب که اگر احیانا از آن ها کار اضافه خواسته شد چه خواهند کرد ، آن ها را دچار پریشانی می کند . این افکار و تصاویر ساختگی از اینده ، به این نگرانی تبدیل می شود که مثلا اگر کارشان را درست انجام ندهند ، چگونه مواخذه می شوند و ... اگر چه کاری اضافه به آن ها محول نشده است ، ولی آن ها از نظر فیزیکی و روانی تحت فشار زیادی قرار می گیرند .
فکر کردن به حوادث ناخوشایند اینده نه تنها غیر واقعی و مجازی است ، بلکه یک وقت کشی جبران ناپذیر است . این حادثه ی بد که از قبل در مورد آن فکر می کنیم ، بعید است رخ دهد و اگر حادثه ی واقعا ناخوشایندی هم روی دهد ، معمولا به صورتی روی می دهد که کاملا غیر قابل انتظار است .
یک باور کاذب وجود دارد که اگر ما خود را برای رخ دادن حادثه ای بد آماده نکنیم ، آن حادثه به بدترین وجه ممکن روی خواهد داد ، و اگر چیز ناخوشایندی هم روی ندهد و همه چیز بر وفق مراد باشد ، نتیجه می گیریم که چون در مورد آن نگران بودیم ، روی نداده است . پس برای داشتن تفکر مثبت دفعه ی بعد که دوباره با موقعیتی دشوار روبرو می شویم حتی بیشتر از قبل نگران و ناراحت خواهیم بود ، چون فکر می کنیم این نگرانی ما بوده است که مانع بروز حادثه ی ناگوار شده است . به این ترتیب نگرانی یک عادت می شود و در دراز مدت ما را عاجز و ناتوان می کند .
ایا بهتر نیست که قبل از بروز حادثه ای بزرگ و بعد از آن اوقات خوشی داشته باشیم ؟ هر چه در برخورد با مسائل ، خونسرد و ارام تر باشید ، بر اوضاع کنترل بیشتری خواهید داشت . این امر بدان معنا نیست که آمادگی لازم را در خود ایجاد نکنید . اگر بخواهید در امتحان رانندگی قبول شوید باید تمرین ، تمرین و تمرین کنید ! هر چه قدر هم فکرتان مثبت باشد ، با فکر تنها نمی توان یک دور دو فرمانه زد ! کار تفکر مثبت این است که شما را در چارچوب درست ذهنی قرار می دهد تا از مهارت های خود استفاده ی بهینه کنید و هم چنان آرام و متمرکز بمانید . به گزارش آسان طب حتی اگر قرار است حادثه ای غیر قابل انتظار روی دهد ، تفکر آرام و بی دغدغه امری ایده آل است . اگر شما آرام و راحت باشید ، با مشکلات به طور سازنده تری برخورد خواهید کرد . اگر همیشه نگاه خوش بینانه به وقایع داشته باشید ، سطح اضطراب و تنش روانی را تا حد زیادی کم می کنید .

مثبت اندیشی و موفقیت : خودتان را دوست داشته باشید
لازمه ی نگاه مثبت به جهان و مثبت اندیشی این است که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید . این امر به معنی این نیست که خود را کامل بدانید ، ولی حداقل خودتان را خوب و قابل قبول به شمار آورید. تا زمانی که شما خودتان را دوست نداشته باشید دیگران هم به شما علاقه نخواهند داشت. همچنین وقتی خودتان را دوست بدارید مسلما برای موفقیت خود بیشتر تلاش می کنید.

مثبت اندیشی و موفقیت : نقطه ی تمرکز را تغییر دهید
یک ورق بردارید و صفات خوب خودتان را بنویسید . دست از نوشتن بر ندارید تا زمانی که حداقل سه صفت را نوشته باشید ، هرچه بیشتر بهتر .
اگر این تمرین مشکل است از زاویه ی ساده تری به آن فکر کنید . دوستان خوب شما چگونه صفات مثبت شما را توصیف میکنند ؟ مثلا آیا می گویند شما شنونده ی خوبی هستید یا قابل اعتمادید و یا از بودن با شما لذا می برند ؟ آیا بر روی کمک ، صمیمیت و توانایی شما در رویارویی با مشکلات و موقعیت های دشوار تاکید می کنند ؟...
وقتی چند نکته ی خوب در مورد خودتان نوشتید ، فکر کنید که اگر در یک مهمانی به فردی که تمام این خصوصیات را داشت معرفی می شدید چه احساسی داشتید ؟ حتما او را دوست می داشتید، این طور نیست ؟ و بی شک او در نظر شما فردی دوست داشتنی جلوه می کرد و در حضورش احساس راحتی می کردید . پس اگر شما این صفات مثبت را دارید ، به آن بدی هم که فکر می کنید نیستید .
این ورق را یک هفته همراه خود داشته باشید و روزی یک بار نگاهی به ان بیندازید تا یادتان بیاید که فرد با ارزش و خوبی هستید . زمانی را صرف فکر کردن به کارهای کامل و خوب خود بکنید و به کوتاهی های خود نیندیشید . اگر هر روز صبح با این تفکر بیدار شوید ، روز را به خوبی آغاز کرده اید.
وقتی در مورد خودتان احساس راحتی بیشتری کردید ، وقت آن می رسد که با چیزهایی که در شما ایجاد استرس می کنند مبارزه کنید .

از جملات مثبت استفاده کنید.
جمله ی مثبت عبارتی است که شما مدام آن را بر زبان می آورید تا امیدوارتر حرکت کنید و به وسیله ی آن ذهنیت خود را طوری تغییر دهید که بتوانید به طور موثر و شایسته تر فکر و عمل کنید . استفاده ی مکرر از جملات مثبت ، یک حافظه ی جدید و امیدوار در ذهن ناهشیار شما خلق می کند . بنابراین پس از چند بار تمرین ، به طور خودکار مثبت فکر می کنید . به گزارش آسان طب مشهورترین جمله ی مثبت توسط یک روانکاو فرانسوی به نام EMILE COUE ساخته شد . او از بیماران خود خواست که این عبارت را همیشه تکرار کنند : "هر روز ، به هر طریق ، من در حال بهتر و بهتر شدن هستم ."
این جملات عباراتی عمومی اند که برای ایجاد اعتماد به نفس ، افکار مثبت و تعالی اخلاقی فرد ساخته می شوند . بنابراین لازم است با دقت ساخته شوند . ساخت یک جمله ی مثبت، دشوار نیست ولی باید چند قانون زمینه ای در نظر داشت .

از افکار منفی استفاده نکنید .
جمله ی مثبت شما باید تا حد امکان حاوی کلمات مثبت باشد . بهتر است تا آن جا که می شود از کلماتی که ترس ، شک یا شکست را تداعی می کنند بپرهیزید تا از جمله ی مثبت ، نهایت استفاده را ببرید .به جای فکر کردن به جمله ی مثبت "من از صحبت کردن در جمع نمی ترسم" ، فکر کنید : "وقتی در جمع صحبت می کنم ، مطمئن ، آرام وآسوده هستم" . به جای " من در امتحانم اشتباهی نخواهم کرد" فکر کنید : "من در امتحان خوب عمل می کنم ."

منبع:آسان طب

مثبت اندیشی یا مثبت رفتار کردن؟

سال‌هاست که واعظان موفقیت و رشد فردی- چه در کشور خودمان چه خارج از ایران- روی یک نکته و مسئلهٔ کلیدی تأکید دارند: اگر می‌خواهید زندگیِ بهتری داشته باشید، لازم است افکارتان را تغییر دهید.
بزرگ فکر کنید و اهداف بزرگی برای خودتان تعیین کنید آن وقت به موفقیت نزدیک‌تر خواهید شد. تصویرسازی ذهنی کنید و تصور کنید دارید در دریای پول غرق می‌شود تا پولدار شوید.
اما متاسفانه پژوهش‌های علمی نشان می‌دهد که مثبت اندیشی دیگر جادویی نیست و آن اثربخشی که سال‌هاست دارد ادعا می‌شود را ندارد.
حتی به نوعی می‌توان گفت خلاف این موضوع صحیح است و مطابق اصلی که Richard Wiseman روانشناس آن را «اصل انگار که…» می‌نامد، «اگر رفتار مثبت داشته باشید»، موفق می‌شوید.

مثبت اندیشی چه ایرادی دارد؟
خودِ مثبت اندیشی به خودی خود مشکلی ندارد، بلکه تحقیقات زیادی هم موید این مطلب است که تفکر مثبت می‌تواند تاثیرات مثبتی هم روی وضعیت سلامتی ما داشته باشد. خصوصاً کاهش احتمال مرگ مادران قبل از زایمان و بهبود عملکرد قلب‌.
خانم Barbara Fredrickson پژوهشگر روانشناسی در دانشگاه کارولینای شمالی معتقد است تجربهٔ احساساتی مثل شادمانی، لذت و عشق روی توسعهٔ دیدگاه، امیدواری و آمادگی برای شکار فرصت‌ها تاثیر مثبت دارد.

بر اساس این تئوری، مثبت اندیشیدن به‌طور بالقوه شما را در معرض کسب نتایج و خروجی‌های بهتری قرار می‌دهد.

اما مشکل از جایی شروع می‌شود که گاهی اثرات و نتایج رویاگونه‌ و به دور از واقعیت به مثبت اندیشی نسبت داده می‌شود و «عمل‌گرایی» فدای «تصویرسازی» می‌شود.
اشتباه آن جاست که برای تصویرسازی و مثبت اندیشی، کارکردی بسیار بیشتر از آن چیزی که واقعاً هست قائل می‌شویم و نقش «عمل‌گرایی» را فراموش می‌کنیم.
طبیعی است این نگرش که: «فکر کردن به یک وضعیت ایده‌آل، ایجادکنندهٔ آن شرایط ایده‌آل است»، نگرشی ساده‌لوحانه است.

نتایج این تحقیق چه چیزی را نشان می‌دهد؟
نتایج تحقیق روشن است: اگر بلند شوید، عمل کنید و با اقدام مناسب تغییراتِ مد نظرتان را ایجاد کنید به مراتب نتیجهٔ بهتری می‌گیرید تا این که بنشینید و فقط در مورد نتیجهٔ دلخواهتان «تصویرسازی» و مثبت اندیشی انجام دهید.
  • در یکی از تحقیقات دانشگاه کالیفورنیا از تعدادی از دانشجویان خواسته شد تصور کنند در پایان ترم نمرات خوبی کسب کرده‌اند، در عوض تلاش آن‌ها برای کسب نمره مناسب کم‌تر شد و در پایان ترم میانگین نمرات آن‌ها از دانشجویان دیگر کم‌تر بود.
  • در تحقیق دانشگاه نیویورک، فارغ‌التحصیلانی که مدام درباره شغل ایده‌آلشان تخیلات مثبت در سر می‌پروراندند در نهایت پیشنهادهای شغلی کمتری دریافت کردند و حقوق سالیانه آن‌ها نسبت به سایرین کم‌تر بود.
  • در پژوهشی که توسط وال استریت ژورنال انجام شد، افرادی که در برنامهٔ کاهش وزن شرکت کرده‌ بودند و درباره رسیدن به وزن ایده‌آلشان خیال‌پردازی‌های مثبت انجام می‌دادند در نهایت ۲۴ پوند کمتر از سایرین موفق به کاهش وزن شده بودند.
پس چرا تفکر مثبت در این تحقیقات چنین نتایج نامطلوبی به بار آورده؟ یکی از دلایل آن این است که افرادی که درباره نتیجه مطلوب رؤیاپردازی می‌کنند، آمادگی کمتری برای مواجهه با چالش‌ها و موانع دارند و تمایل کمتری به سخت‌تر کار کردن در چنین شرایطی از خودشان نشان می‌دهند.
به عبارتی احتمالاً جنگندگی این افراد برای رسیدن به اهدافشان کم‌تر است. اما دلیل آن هر چه باشد، ما یک نتیجهٔ مهم از این تحقیقات می‌گیریم و آن این است که مثبت‌ اندیشی، بر خلاف آن چه توسط برخی واعظان موفقیت درباره آن تبلیغ می‌شود، همهٔ داستان نیست و به تنهایی برای کسب نتیجهٔ مطلوب کفایت نمی‌کند.

عمل‌گرایی و اقدام بهتر از اندیشیدن است
ویلیام جیمز در سال ۱۸۸۴ ایده‌ای انقلابی مطرح کرد و گفت: «اگر شما به گونه‌ای رفتار کنید که «انگار» شخص دیگری با مشخصات به خصوصی هستید، به مرور زمان به همان شخص (با همان خصوصیات و کیفیت‌ها) تبدیل می‌شوید.»
این ایده در دوره‌ای مطرح شد که باور رایج و عمومی این بود که این احساسات و عواطف ما هستند که منجر به بروز رفتارِ خاصی در ما می‌شوند، نه بر عکس آن.
به همین دلیل ایدهٔ ویلیام جیمز تا سال‌ها جدی گرفته‌ نشد.
پس از سال‌ها و در سال‌ ۱۹۷۰ دانشگاه کلارک تصمیم گرفت در یک پژوهش ایدهٔ ویلیام جیمز را آزمایش کند.
در این پژوهش از آزمایش شوندگان خواسته شد وضعیت‌های احساسی خاصی مثل لبخند یا اخم را در صورتشان نمایش دهند. نتیجه شگفت‌آور بود، افرادی که لبخند زده بودند بلافاصله میزان شادمانی‌شان افزایش یافته بود و افرادی که دندانشان را به هم فشرده بودند، بدون هیچ دلیل یا محرکِ بیرونی، واقعاً عصبانی می‌شدند.

در واقع در هر دو حالت (لبخند و عصبانیت) همان نواحی از مغز فعال شد که در واقعیت فعال می‌شود و ظاهرا مغز چندان متوجه تفاوت منشا واقعی و منشا ساختگی نمی‌شود.

پژوهش جالب دیگری هم در هاروارد انجام شد که البته مشهورتر است و این سال‌ها بسیار نقل شده است.
از تعدادی افراد سالمند در سنین هفتاد تا هشتاد سال خواسته شد طوری رفتار کنند که انگار بیست سال جوان‌تر هستند.
با این پیش‌فرض، به مرور زمان این افراد سریع‌تر راه می‌رفتند، حافظه‌شان به شکل عجیبی بهتر از قبل شده بود و فشار خون، بینایی، انرژی، شنوایی و وضعیت عمومی آن‌ها هم نسبت به قبل بهتر شده بود.
آن‌ها طوری رفتار کرده بودند «انگار که» بیست سال جوان‌تر هستند و در واقعیت هم داشت عین همین اتفاق می‌افتاد.
Dana Carney استادیار مدرسه کسب‌و‌کار کلمبیا در نیویورک، آزمایش شوندگان را به دو گروه تقسیم‌ کرد. گروه اول در حالتی که روی صندلی نشسته بودند، پاهایشان را روی میز دراز کردند و دست‌هایشان را در پشت سر به هم گره زدند. حالتی که قدرت و اقتدار را تداعی می‌کند.
گروه دوم هم در وضعیتی که ضعف و سرشکستگی را تداعی می‌کرد قرار گرفتند. بعد از فقط یک دقیقه، گروه اول میزان تستسترون بیشتری در خونشان جریان داشت و واقعاً احساس اقتدار و تسلط بیشتری می‌کر‌دند.
در نتیجه نحوه رفتار ما می‌تواند تاثیر مستقیمی روی تعادل شیمیایی بدن داشته باشد.

چطور از این تئوری به نفع خودمان استفاده کنیم؟
فارغ از این که چه تیپ شخصیتی دارید، می‌توانید برای رشد و بهبود عملکردتان از نتایج این تئوری استفاده کنید.
در ادامه تعدادی از موقعیت‌های فرضی که می‌توانید در آن‌ها از ایدهٔ «طوری رفتار کن که انگار …» استفاده کنید را برای شما آورده‌ایم. با خلاقیت خودتان می‌توانید موارد دیگری هم به این فهرست اضافه کنید.

اهمال‌کاری
از یک جایی شروع کنید. کاری که مدت‌ها به تعویق انداخته بودید را شروع کنید و فقط سه دقیقه «طوری رفتار کنید که انگار» واقعاً به انجام آن کار علاقه‌مند هستید. به مرور تعهد و جدیت بیشتری برای تمام کردن کار در خودتان احساس خواهید کرد.

ضعف در صمیمی شدن
در گفتگوهایی که با افراد آشنا و مطمئن دارید، کمی در مورد خودتان حرف بزنید. در مورد اطلاعاتی که بازگو کردنش خطری ندارد و کمی هم در مورد احساساتتان صحبت کنید.
طبیعی است که وقتی با کسی گفتگویی نزدیک و تا حدی شخصی را آغاز می‌کنیم رفته رفته صمیمت میان دو طرف افزایش می‌یابد.

اعتماد به نفس کم
حالت بدنیِ قدرت را امتحان کنید. شانه‌هایتان را عقب بدهید و صاف راه بروید. سرتان را هم موقع راه رفتن پایین نگیرید. این حالت به مرور روی اعتماد به نفستان تاثیر می‌گذارد.

سخن پایانی
حدود صد سال قبل ویلیام جیمز ایده‌ای انقلابی را مطرح کرد که این ایده سال‌ها بعد با پشتوانه پژوهش‌های آکادمیک تائید شد.
تئوری «طوری رفتار کن انگار که…» می‌تواند روی قسمت‌های به خصوصی از زندگی و وضعیت ما تاثیر بگذارد.
نوع رفتار ما مشخص می‌کند چقدر می‌توانیم روی حالت‌هایی مثل استرس، نگرانی، شادمانی، خشم و اعتماد به نفس خودمان تاثیر بگذاریم.
بنابراین سعی کنید در قسمت‌های مختلف زندگی‌تان از این تکنیک‌ها استفاده کنید و فراموش نکنید که فکر و رفتار در کنار آگاهیِ فردی می‌توانند منجر به ایجاد تغییرات مطلوب در زندگی شوند و هیچ کدام به تنهایی نمی‌توانند مؤثر و کارآمد باشند.

منبع: تیپ شناسی

راز تـفکر مثـبـت

تفکر مثبت نیاز به نگرش ذهنی دقیق دارد. وقتی زمینه ذهنی تفکر مثبت داریم، بطور خودکار افکار مثبت در بستر ذهن‌مان جاری می‌شود.

کسی‌ که زمینه فکری ‌مثبت دارد، همیشه پاسخ‌های راحتی برای مسائل و مشکلات پیچیده پیدا می‌کند. تفکر مثبت چارچوب ذهنی یا نگرشی است که اوضاع را بر روال طبیعی می‌بیند. افرادی با الگوی تفکر مثبت باور دارند که همه چیز سر جای خودش ‌است و اغلب کارها را درست انجام می‌دهند.

کسی‌ که ذهنی ‌مثبت دارد و خوبی‌های دنیا را می‌بیند، همیشه شادی، سلامتی، موفقیت و نتایج مثبت را در مورد رویدادها و دیگران پیش‌بینی و آرزو می‌کند. بستر ‌فکری افراد مثبت‌اندیش بر محور نگاه خوب و خوشایند به ‌‌دنیا استوار است و ضمیر ‌ناخودآگاه یا همان ذهن نیمه ‌هوشیارشان منتظر و چشم به‌‌راه خوشی و شادی است؛ این همان قدرت‌ذهنی فرد مثبت‌اندیش ‌است.

بیش‌تر اشخاص به ‌تفکرمثبت اعتقاد ‌دارند، اما روش‌های عملی- کاربردی آن را نمی‌دانند. آن‌ها به‌طور معمول می‌گویند: «وقتی‌که غمگین هستی یا اوضاع خوب پیش نمی‌رود مثبت فکر‌کن». کسی‌ که ‌این حرف‌ها را می‌شنود، متوجه معنی‌شان نمی‌شود، ولی سعی ‌می‌کند همان‌کار را انجام‌ دهد که متأسفانه نتیجه دلخواه به‌دست نمی‌آید.

خیلی‌ها علاقه‌مند به ‌‌نهادینه کردن الگوهای تفکر مثبت در خودشان هستند؛ دوست دارند اظهارات روزانه‌شان مثبت باشد، تا بتوانند قدرت‌ ذهن و ذهن نیمه هوشیارشان را هدایت‌ کرده، رشد ‌دهند و زندگی‌شان را تغییر دهند.

چگونه تفکر مثبت را رشد دهیم؟

قبل از این‌که بتوان الگوی تفکر مثبت را پرورش ‌داد، ابتدا باید فهمید که تفکر مثبت تصادفی انجام ‌نمی‌پذیرد؛ بلکه یک تمرین عملی ا‌ست که باید به‌طور مرتب آن را به‌کار بریم تا ماهر شویم؛ در واقع با تبدیل آن به‌ عادتی روزانه، نوعی طرح ذهنی تفکرمثبت را خلق می‌کنیم که به ‌ما اجازه‌ می‌دهد از موقعیت‌ها و شرایط منفی و چالش‌آور اجتناب‌ کرده و مسائل دشوار را به‌‌سرعت و آسانی حل کنیم. با یک الگوی تفکر ‌مثبت به‌طورطبیعی از زندگی بهتر لذت می‌بریم و آنچه را‌ که مرتب درباره آن فکر می‌کنیم، جذب خواهیم‌ کرد. اگر دائم، زندگی را سخت بگیریم، زندگی سختی خواهیم داشت.

اگر به این مسأله فکر کنیم که پول در آوردن سخت است، به‌یقین موقعیت‌هایی را جذب می‌کنیم که پول درآوردن را برای ما سخت خواهد کرد یا این‌که تصمیمات ضعیفی درباره کسب درآمد می‌گیریم.

برای داشتن زمینه ذهنی مثبت، نیاز به افکار مثبت داریم که به‌طور پیوسته در ذهن باشند. بهترین راه، تغییر افکار است. باید حواس‌مان باشد که چه چیزی در ذهن‌مان جاری ا‌ست؟ آیا این فکر مثبت است یا منفی یا این افکار به ‌ما کمک می‌کنند ‌که زندگی‌ را بهبود بخشیم یا نه؟

اگر آن فکر مفید نیست و اجازه نمی‌دهد موفق شویم، اگر زندگی را لذت‌بخش‌تر نمی‌کند و اگر فهمیدیم که در ذهن فکر بیهوده‌ای داریم، بهتراست آن را عوض و فکرمثبتی را جانشین‌اش کنیم.

رشد و پرورش یک الگوی جدید ذهنی (مثبت‌اندیشی) شاید کمی زمان ببرد، تا نتیجه واقعی به‌دست ‌آید، زیرا نتایج به ‌آنچه‌ می‌خواهیم و جایی‌که زندگی می‌کنیم‌ هم بستگی دارند.

دلیل دیگری‌ که چرا اظهارات مثبت همیشه نتایجی را که می‌خواهیم خلق نمی‌کنند، این است ‌که آن‌ها به‌درستی در اندیشه و ذهن ما حک نمی‌شوند. برای پدید ‌آوردن یک زمینه ذهنی مثبت، باید حرف‌ها و جملات مثبت را چندین بار در طول روز با صدای بلند تکرار کنیم (خودکلامی).

واژه‌ها تأثیر بسیاری بر افکار و احساسات می‌گذارند؛ زیرا هر کلمه می‌تواند ما را هیجان‌زده، ناراحت یا خوشحال کند؛ پس بهتر است از کلمه‌هایی که بار مثبت دارند، جهت بارورکردن افکار و احساسات‌مان استفاده کنیم.

به‌کار بردن واژه‌ها و عبارات تأکیدی مثبت، کمک زیادی به زیبا شدن افکار و اعمال و بهبود کیفیت زندگی‌مان می‌کند و در حقیقت نوعی سد در برابر هجوم افکار مخرب و منفی به ذهن است.

وقتی ذهنی ‌مثبت داریم و روزانه حرف‌های مثبت می‌زنیم و فاز مثبت می‌دهیم، در واقع اقدام به‌ پخش انرژی مثبت می‌کنیم. این رفتار به‌طور طبیعی هر چیز مثبت و خوشایندی را به‌سوی ما می‌کشاند؛ چه موقعیت‌های شاد، چه افراد ‌خوش ‌اخلاق.

با داشتن روحیه مثبت، آرام‌آرام اطراف‌مان را چیزهای خوب و مسرت‌بخش فرا می‌گیرد؛ این تغییرات به ‌یک‌باره اتفاق نمی‌افتند، اما به‌مرور زمان عملی خواهند شد. در حقیقت اندیشه و نگرش‌ ما، هویت‌مان را شکل می‌دهد. اگر همیشه و در هر موقعیتی فقط زشتی‌ها را ببینیم و به‌دنیا بد نگاه کنیم، یعنی موتور مولد کارخانه ذهن‌مان، افکار منفی‌ است.

باید افکار خود را منظم‌ کنیم و نقش فعالی در انضباط فکری خویش بر عهده بگیریم. ذهن ما یک کلید خودکار است؛ وقتی به ‌چیزی علاقه ‌داریم ناخودآگاه درباره آن فکر می‌کنیم؛ پس زمانی‌که با یک فکر منفی سر و کله‌ می‌زنیم، باید آن را با فکری‌ لذت بخش‌تر، عوض کنیم.

عنان ذهن را برای راندن و هدایت در جاده مثبت‌اندیشی به‌دست ‌گیریم و اجازه ندهیم افکار آدم‌های منفی‌گرا و بداندیش بر ما غلبه کند، به‌ آن‌ها گوش ندهیم؛ چرا که ما مسئول زندگی‌ خودمان هستیم. با یک الگوی تفکرمثبت‌ فرصت‌های بهتر و بیش‌تری پیش‌رو داریم.

ارتقای سطح زندگی به‌طرز تفکر و الگوهای خوب ذهنی بستگی دارد؛ هوشیار بودن در مورد افکارمان، می‌تواند همه جوانب زندگی را توسعه داده و رابطه ما را با خانواده و دوستان‌ بهتر کند.

ذهن و جسم نوعی رابطه همزیستی با هم دارند؛ جسم ابزاری مکانیکی ا‌ست که مواد مغذی مورد نیاز ذهن را تأمین ‌می‌کند و ذهن، جسم را به ‌هر کجا که بخواهد می‌کشاند. با همه این احوال‌، ما توانایی انتخاب داریم که به‌ چه چیز فکر کنیم؛ چه احساسی داشته باشیم و نسبت به ‌مسائل اطراف‌مان چه واکنشی نشان دهیم.

چند بار ‌تا به حال به خودمان گفته‌ایم: «فردا فراموش نکنی که کلید را ببری» و برای چندمین مرتبه همان فردا فراموش کرده‌ایم که کلیدمان را برداریم؟ می‌دانید چرا این اتفاق می‌افتد؟ چون فکر ما بار منفی دارد و تصویری که ضمیرناخودآگاه در ذهن می‌سازد بر اساس پیامدهای منفی نبردن کلید است. ولی برعکس اگر یک نتیجه مثبت را در ذهن تصور کنیم، جسم و ذهن به‌طور طبیعی با‌هم تلاش می‌کنند تا به‌ آن نتیجه دست یابند. به‌‌جای این‌که بگوییم: «اگر کلید را فراموش کنیم چه می‌شود؟» بگوییم: «حتماً کلیدم را می‌برم؛ چون همین الان آن را داخل کیف می‌گذارم». با این‌ فکر، روی نتیجه ‌مثبت‌کار متمرکز می‌شویم و ضمیر‌ ناخودآگاه، تصویر ذهنی مثبتی از به ‌همراه بردن کلید می‌سازد.

زمانی‌که بتوانیم سررشته افکارمان را به‌دست بگیریم، بر نتیجه کارهای‌مان هم می‌توانیم تأثیرگذار باشیم.

منبع: شفا آنلاین

مثبت اندیشی در زندگی و ۸ تاثیر خوشایند آن

از زمانی که نورمن وینسِنت پیل کتاب کلاسیک خود، “قدرت مثبت فکر کردن” را نوشت، افراد بسیاری سخت کوشیده‌اند قدرت مثبت اندیشی را تحت‌کنترل خود درآورند. اما یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها برای تداوم مثبت اندیشی در زندگی این است‌که در جهانی “متمرکز بر منفی‌گرایی” زندگی می‌کنیم. اخبار، رسانه‌ها، شایعات بی‌اساس در محل کار و تقریباً هرجای دیگری پر از اتفاقات ناگوار و آدم‌های شاکی است.
حقیقت این است که وقتی زمان زیادی را با آدم‌هایی صرف می‌کنید که سبب ایجاد احساس ناامیدی و ناراحتی در شما می‌شوند، نمی‌توانید یک زندگی مثبت داشته‌باشید. خبر خوب این است که یک راه‌حل ساده وجود دارد! خود را در احاطه‌ی آدم های مثبت قرار دهید. زمانی که من این روش را شروع کردم، تقریباً همان ابتدا تاثیرش را دیدم و می‌دانم منافع دیگری نیز در انتظارم است. در ادامه ۸ تاثیر شگفت‌انگیز مثبت اندیشی در زندگی را می‌بینید که با قرارگرفتن در میان آدم‌های مثبت رخ خواهند داد.

۱. نگرش‌تان تغییر خواهد کرد
من عاشقِ وقت‌گذرانی با دوستان مثبت اندیش‌ام هستم! ازآنها انرژی می‌گیرم و هیجان‌زده می‌شوم. نگرشِ من سرشار از آرامش و اطمینان می‌شود. شما نیز می‌توانید از همین نتایج بهره‌مند شوید. گذراندن وقت با آدم‌های منفی بر نگرش‌تان تاثیر منفی می‌گذارد، اما گذراندنِ وقت با آدم‌های مثبت اجازه می‌دهد که از میان حوادث لبخند بر لب عبور کنید.

۲. عملکرد بهتری خواهید‌داشت
من مربیِ یک گروه دونده هستم. زمانی که با هم هستیم تمام تلاش‌ام را به‌کار می‌گیرم که به آن‌ها انرژی مثبت بدهم. آیا باور می‌کنید این آدم‌های حیرت‌آور طولانی‌تر و سریع‌تر می‌دوند زیرا تشویق‌شده‌اند ؟ آنها عملکردی فراتر از تصورشان دارند زیرا آموخته‌اند به توانایی خود ایمان ‌داشته‌باشند. بنابراین شما هم موفق خواهیدشد! داشتن آدم‌هایی که به شما بگویند تواناییِ بیش‌تری دارید سبب‌خواهدشد واقعا عمل‌کرد بهتری داشته‌باشید.

۳. دوستان بیشتری پیدا خواهید‌کرد
به گروهِ دوستانِ فعلی‌تان فکر کنید. از بین آنها، کدام‌یک دوستان بیش‌تری دارد؟ شرط می‌بندم دوستان مثبت‌اندیش‌تان درمقایسه با منفی‌باف‌ها دوستانِ بیش‌تری دارند. همه‌ی ما دوست داریم وقت خود را با کسانی بگذرانیم که نقل محافل و مهمانی‌ها هستند… افرادی که بسیار مثبت‌اندیش هستند و این ویژگی در آنها اتفاقی نیست. آیا دوستان بیش‌تری می‌خواهید؟ پس وقت خود را با آدم‌های مثبت‌اندیش بگذرانید.

۴. پول بیش‌تری به‌دست‌خواهید‌آورد
این یک نتیجه‌ی عملیِ گذراندن وقت با آدم‌های مثبت‌اندیش‌ است: باعث می‌شود پول بیش‌تری به‌دست‌آورید. همان‌طور که در بالا نیز گفتیم، درکنارِ آدم‌های مثبت اندیش بودن باعث‌می‌شود شما هم مثبت‌اندیش شوید. به‌گفته‌ی وال‌استریت‌ژورنال انسان‌های مثبت‌اندیش بیش‌تر از “حد میانگین” پول درمی‌آورند اما درمقایسه با منفی‌باف‌ها پولِ خیلی بیش‌تری به‌دست می‌آورند. درآمد این‌دو چقدر تفاوت دارد؟ ۴۰%. درست است، آدم‌های خوشحال و مثبت‌اندیش ۴۰% بیش‌تر از منفی باف‌ها درآمد دارند. مثبت‌اندیش باشید تا پول بیش‌تری به‌دست‌آورید.

۵. همیشه خوشحال خواهیدبود
می‌خواهم این‌جا اشاره ای داشته‌باشم به این‌که خوشحالی یک احساس درونی است. اما این احساس درونی بسیار مهارپذیر است. اغلب ما درطول زندگی به حوادث اجازه می‌دهیم خوشحالی‌مان را کنترل‌کنند. زندگی ما روی حالت خلبان‌خودکار است و خلبان‌خودکار ما معمولا منفی است. بااین‌حال مواجهه‌ی دائمی با مثبت اندیشی، و مثبت اندیشی در زندگی ، حالتِ پیش‌فرض شما را روی خوشحالی می‌گذارد. اگر تغییر آگاهانه‌ای ایجاد کنید و تاجایی که ممکن است افراد مثبت‌اندیش را کنار خود داشته‌باشید، آن‌وقت است که دائماً خوشحال خواهید‌بود.

۶. مانند آهن‌ربا خوش‌بختی را جذب خواهید کرد
ممکن است این جمله را قبلاً دیده باشید، اما بسیار درست است:

“شما میانگین ۵ نفری هستید که بیش‌ترین وقت را با آنها می‌گذرانید.” جیم ران

زمانی که وقت‌تان را با آدم‌های مثبت اندیش می‌گذرانید، مثبت اندیش‌تر خواهیدشد. نتیجه این خواهدبود که دیگران نیز تمایلِ بیش‌تری برای گذراندنِ وقت با شما خواهند‌داشت. این مساله در روند خوشبختی‌تان مانند غلطک عمل‌خواهدکرد. وقتی مردم می‌بینند شما چه‌قدر در کسب‌و‌کار خود مشتاق و با‌انگیزه هستید، می‌خواهند بخشی از رویایِ شما باشند. مثبت اندیشی شما خوشبختی را مانند آهن‌ربا جذب خواهدکرد.

۷. بخشنده‌تر خواهید‌ شد
درس‌هایی از دوستانِ مثبت‌اندیش‌ام من را برای بخشنده‌تر بودن تشویق می‌کنند. بسیاری از آن‌ها دربرابر من سخاوتمند بوده‌اند و من هم می‌خواهم نسبت به دیگران سخاوتمند باشم. آعاشق این هستم که با پیگیری، نوشتن، صحبت‌کردن، توسعه‌ی مشاغل‌شان و کارآفرینی به مردم کمک کنم. عاشقِ نوشتنِ مقاله‌هایی مثل این هستم. من ده‌ها هزار واژه برای کمک‌کردن به دیگران می‌نویسم زیرا این‌کار بسیارخوشایند است! زمانی‌که مثبت‌اندیش باشید، کمک‌کردن به‌مردم بخشی از ماهیت شما خواهدشد. دوست‌دارید بذل و بخشش کنید، این کار اختیاری نیست بلکه شما نیاز مبرمی برای بخشنده بودن در خود حس می‌کنید.

۸. عمر طولانی خواهید‌ داشت
مهمترین تاثیر مثبت اندیشی در زندگی همین است. دوستان مثبت‌اندیش‌تان روی شما تاثیر خواهندگذاشت و کمک‌تان خواهندکرد طولانی‌تر زندگی‌کنید. طبق گفته‌ی دکتر دیوید‌آر. همیلتون پژوهش‌ها نشان داده‌اند آدم‌های مثبت‌اندیش هفت‌سال (یا بیش‌تر) طولانی‌تر از منفی‌باف‌ها عمر می‌کنند! مثبت اندیش‌ها کم‌تر دچار مشکلاتِ مزمنِ سلامتی می‌شوند و در شکست‌دادن بیماری‌ها موفق‌تر هستند. اگر هیچ‌چیز از این مقاله در‌ یادتان نماند، این یک‌مورد را به یاد داشته‌باشید: مثبت اندیشی بر طول عمر شما تاثیر می‌گذارد.
بلافاصله تمام دوستان، خانواده و هم‌کارانِ منفی‌باف‌تان را کنار نگذارید. چنین کاری نه عملی است و نه دوستانه. اما برای محدود کردن زمانی که با آنها سپری می‌کنید آگاهانه تلاش کنید و درعین‌حال زمانِ بیش‌تری را با آدم‌هایی بگذرانید که دیدگاه مثبتی دارند. اینکه چقدر به دیگران کمک‌می‌کنید، موفقیت‌تان و حتی طول عمرتان درخطر است.

منبع: بازده